دكتر عقيقى بخشايشي

148

چهارده نور پاك ( فارسي )

پيشگفتار . . . پيشگفتار سخن گفتن از على بن ابى طالب ( عليه السلام ) را ، با يارى جستن از نام پرشكوه على ( عليه السلام ) و در پرتو ياد نيرو بخش على ( عليه السلام ) آغاز مى كنيم و از جلال معنوى و معنويت پرجلالش مى خواهيم كه مددى كند ، و آن افتخار و عزت و شرفى را ، به اين قلم ارزانى دارد كه هيچ قلمى ، بدون برخوردارى از آن ، ياراى نوشتن در باره اين معناى مجسم شكوه و تعالى و اين نمونه پاكى و والايى نخواهد داشت . سخن گفتن از على و نوشتن دربارهء على ، جرأت و جسارتى چنان مى خواهد كه به مثل ، ديوانه يى " دلو " به دست ، خيال كشيدن آب دريا را در سر بپروراند و در اين ميان ، اگر آن اندازه جرأت و جسارت ، مدد رسان نباشد ، بارى ، به اين سخن مولانا دل خوش بايد كرد كه : آب دريا را ، اگر نتوان كشيد * هم به قدر تشنگى بايد چشيد و اكنون ما نيز ، بر آنيم كه از اين درياى مواج و كرانه ناپيدا ، به قدر تشنگى بچشيم ورنه ، اگر قصد گفتن وصف كامل آن يگانهء زمانها و برترين دورانها در كار باشد ، به گفتهء شاعر : آب درياها ، تنها آن قدر كفايت دارد كه سرانگشت بدان " تر " كنيم و كتاب وصف او را ، ورق بزنيم كه اگر جز اين است ، كجاست دهانى به پهناى فلك ، تا به بازگويى وصف آن